728 x 90

آخرین شب زندگی اصغر، از زبان سردار خیابانی

سردار موسی خیابانی
سردار موسی خیابانی
شهید اصغر بدیع‌زادگان از قهرمانان تحمل شکنجه بود که در آن روزهای سخت به ما امید و قوت قلب می‌بخشید.‌شبی که جلادان برای بردن محکومان به اعدام آمده بودند، صدای او را شنیدم در حالی که وضو گرفته و از دستشویی برمی‌گشت، با صدای بلند در حین عبور از جلوی سلولها می‌خواند:‌ «انالله و انا الیه راجعون» آن شب، تاریخی و فراموش‌نشدنی است. برادرانمان شجاعانه و قهرمانانه به میدان تیر می‌رفتند! شب از فریادهای تکبیر و شعارهای آنان به خود می‌لرزید و از فریادهای آنها جلادان و دژخیمان ساواک به خود می‌پیچیدند.‌ فریادهایی که طلوع صبح را نوید می‌داد.
پس از ضربه شهریور50 و دستگیری بسیاری از اعضا و کادرهای مرکزی سازمان، ساواک نیروی عظیمی را برای دستگیری محمد حنیف‌نژاد بسیج کرده بود.‌آنها به هر طریق می‌خواستند تا حنیف‌نژاد را دستگیر کرده و به این ترتیب به خیال خود بر غائله! مجاهدین، مهر پایان! بزنند.‌
زمانی اصغر به یاران مجاهدش گفته بود: «ارزش هر کس در مبارزه، به‌اندازه‌ مایه‌یی است که در این راه می‌گذارد» و این بار خود در جریان آزمایشی سخت و با مقاومت سرسختانه در برابر دژخیمان و مایه گذاشتن از خود، عظمت و شکوه اراده شکست‌ناپذیرش را به نمایش گذاشته بود.
مجاهد شهید اصغر بدیع‌زادگان را 3بار تحت عمل جراحی قرار دادند تا برای مدتی بیشتر او را زنده نگه‌داشته و شکنجه کنند.‌ولی شدت جراحات به حدی بود که دیگر امکان ادامه حیات او نیز به زیر علامت سؤال رفته بود.‌
در همین حال، روحیه مقاوم و رزمنده اصغر و وقار و آرامش خاصش، تأثیرات فوق‌العاده‌یی بر روی دیگر زندانیان مبارز و انقلابی داشت.

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات